علی پیرهانی با قدرت تکلم ۱۹ زبان بعد از دکتر جکسی ریچاردز آمریکایی که می تواند به ۲۳ زبان جهان صحبت کند، دومین فرد چند زبانه ی جهان است.
علی پیرهانی می گوید که می خواهد رکورد پرفسور جکسی ریچاردز را بشکند هر چند که معترف است این چند زبانه ی آمریکایی از امکانات، منابع علمی و موقعیت های برتری برخوردار است. اما به نظر می رسد که برنده ی این مسابقه ی هیجان انگیز و پیچیده علی پیرهانی از ایران است چرا که او در ۲۴ سالگی توانسته است ۱۹ زبان را بیاموزد ولی جکسی ریچاردز در ۶۸ سالگی توانسته است ۲۳ زبان را بیاموزد!
علی پیرهانی متولد ۱۳۶۴ خورشیدی (۱۹۸۵میلادی) در شهر همدان ایران است. او پسر سوم خانواده است و در خانواده ای به دنیا آمده است که هیچ کدام از اعضای آن آشنایی چندانی با زبان های خارجی نداشته اند. علی پیرهانی سفر خود به درون عوالم پیچیده زبان های خارجی را در سن پنج سالگی شروع کرد و بدون هیچگونه آموزش رسمی، حضور در موسسه ی آموزش زبان های خارجی و یا بهره گیری از معلم قدم در دنیای پرهیجان زبان های خارجی نهاد.
تلاش او به زودی به بار نشست و شش ماه بعد پس از یک مرحله ی ابهام و اشتیاق که خودش آن را چنین توصیف کرده است زبان فرانسه را شروع به صحبت کرد: «در ابتدا من فقط کلمات را به صورت علائمی جدای از هم حفظ می کردم و کم کم این کاراکترهای زبانی در برابر علاقه و پشتکار من از حالت رمز و ابهام خارج شدند و توانستم درون و معنای آنها را کشف کنم”. اشتیاق، علاقه و پشتکار علی پیرهانی باعث شد که او در اواخر پنج سالگی بتواند فرانسه را با تسلطی قابل قبول صحبت نماید.اما این تازه اولین مقصد بود و نه تنها او را قانع نکرد بلکه اشتیاق او را دو چندان کرد.
هم اکنون علی پیرهانی علاوه بر فارسی که زبان مادری او بود، زبان فرانسه را نیز به حیطه ی یادگیری اش افزوده بود و آمادگی بیشتری برای یادگیری زبان های دیگر در خود حس می کرد. پیرهانی خودش چنین می گوید: «من در آن زمان علاقه ی زیادی برای یادگیری زبان های خارجی و آشنایی با انسان های دیگر و فرهنگ های گویشوران آن زبان ها داشتم».
او بعد از آشنایی با زبان مردم سرزمین گل (اسم اولین فرانسه از قوم گلوا) به یادگیری زبان آلمانی پرداخت و این جا بود که اشتیاق و شور فراوانی برای مطالعه ادبیات و فلسفه در او شکل گرفت.
علی پیرهانی همچون فاتحی بزرگ از شمال اروپا به جنوب و از شرق به غرب، از سرزمین ژرمن به سرزمین اسلاو کاوشگرانه می رفت و زبان های اروپا را یکی پس از دیگری فرا می گرفت. اسپانیولی، ایتالیایی، سوئدی، روسی، رومانیایی، پرتغالی، یونانی، فنلاندی، اسپرانتو، لاتین، هندی، عربی، ترکی، چینی و سواحیلی، دیگر زبان هایی هستند که پیرهانی تا به حال فراگرفته است. او همچنان با همان شور و استعداد و علاقه و با مطالعه ی تقریبا ۱۲ ساعت در روز در حال یادگیری دیگر زبانهای جهان است.
پیرهانی در سن ۲۲ سالگی دوره کارشناسی ادبیات انگلیسی را به پایان رساند و هم اکنون مشغول تمام کردن پایان نامه کارشناسی ارشدش در رشته ی آموزش زبان انگلیسی است. در همان حال علی پیرهانی دانشجوی مقطع دکتری «روابط بین الملل» نیز می باشد. او همه ی این مطالعات را به گونه ای از لحاظ زمانی منظم کرده است که به ورزش و پیاده روی نیز می پردازد. همچنین او می گوید که یادگیری همه ی این زبان ها باعث شده است که او فلسفه ی غرب، جامعه شناسی و ادبیات را از منابع و ماخذ اصلی مورد مطالعه و کنکاش دقیق قرار دهد و در واقع مطالعات فرهنگی را یکی از مهمترین اهداف علمی اش قرار دهد.
مطبوعات و رسانه های ایران همواره علی پیرهانی را به عنوان دومین فرد چند زبانه ی جهان معرفی می کنند. در واقع علی پیرهانی با قدرت تکلم ۱۹ زبان بعد از دکتر جکسی ریچاردز آمریکایی که می تواند به ۲۳ زبان جهان صحبت کند، دومین فرد چند زبانه ی جهان است.
علی پیرهانی می گوید که می خواهد رکورد پرفسور جکسی ریچاردز را بشکند هر چند که معترف است این چند زبانه ی آمریکایی از امکانات، منابع علمی و موقعیت های برتری برخوردار است. در این زمینه علی پیرهانی و جکسی ریچاردز گفتگوی جالبی دارند که خواندن آن نکات بیشتری درباره ی این نابغه ی ایرانی به دست می دهد. اما به نظر می رسد که برنده ی این مسابقه ی هیجان انگیز و پیچیده علی پیرهانی از ایران است چرا که او در ۲۴ سالگی توانسته است ۱۹ زبان را بیاموزد ولی جکسی ریچاردز در ۶۸ سالگی توانسته است ۲۳ زبان را بیاموزد! اعضای «مرکز چند زبانه ها» امید دارند که علی پیرهانی بتواند عمده ی زبان های مهم جهان را فرا بگیرد و این جایگاه را برای همیشه حفظ کند و افتخار آن را نصیب میهن کهن اجدادیش «ایران زمین» کند.
پیرهانی خیلی معتقد به آموزش زبان های خارجی در موسسات زبان نیست و معتقد است که انگیزه ی زبان آموزی و روشی که خودش از طریق آن ۱۹ زبان را فراگرفته است جایگزین قوی تر و موثرتری است– او یک چهارچوب یادگیری الکترونیکی (e-learning) را مطرح کرده است که به گفته خودش به زبان آموزان کمک می کند در یک دوره ی ۶ ماه یک زبان خارجی را در حد قابل قبول فرا بگیرند. البته او علاوه بر این چهارچوب معتقد است که تسلط کامل زبانی در حیطه ی توانایی هر انسانی است. منتها باید کمی صبر و پشتکار داشت و انگیزه و علاقه ی کافی را در این کار مبذول کرد.
علی پیرهانی موفقیت خودش را ناشی از مهارت هایش در «مدیریت زمان، برنامه ریزی و دفترچه های یادداشت و برنامه ریزی اش» می داند. دفترچه های یادداشت و برنامه ریزی پیرهانی در برگیرنده ی تمام کارهای روزانه او در هر روز و یا در روزهای آینده است. البته این دفترچه های یادداشت و برنامه ریزی او جدای از نزدیک به ۳۰۰ دفترچه ی لغت به زبان های مختلف است که او در طول همه ی سالهای زبان آموزیش با دست خط خودش نوشته است!
علاوه بر تحصیل و تدریس به شیوه ی e-learning، علی پیرهانی کارهای
تحقیقاتی، مصاحبه های خبری و تلویزیونی فرامرزی متعددی داشته است. شبکه های
مختلف بین المللی برنامه های متعددی درباره ی او پخش کرده اند. ترجمه ی
نهج البلاغه به سه زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی نیز یکی از شاهکارهای علی
پیرهانی است که به گفته خودش برای ادامه کار زبان آموزی اش فوق العاده
الهام بخش و کمک کننده بوده است.
برای ارتباط بیشتر با علی پیرهانی می توانید از طریق پست الکترونیکی و سایت وی با او در ارتباط باشید:
pirhani@polyglotcenter.org www.polyglotcenter.org
همواره شاد باشید و از زندگی نهایت لذت را ببرید . اهداف و آرزوها و خواسته های خود را تعیین کنید و نوک افکار خود را به سمت آنها نشانه روید .این فن آفریدن است . کسی قادر به آفریدن باشد ، منتظر معجزه نمی ماند
باید تشخیص داد که در حال حاضر چگونه زندگی میکنم، یعنی لیست کارها و زمان آنها را آن طوری که باید تهیه کنم. یک هفته تمام کارهای روزمره را یادداشت میکنم.
یادداشتها را بررسی میکنم و کارهایی که از روی بیهدفی بوده و ضرورتی برای زندگی من ندارد را مشخص مینمایم، خصوصاً اموری که برای تلف کردن وقت است .
برای هفته دوم با توجه به شرایط زندگی و برنامههای از پیش تعیین شده و مفید، تعیین میکنم که میخواهم چه تغییراتی را در زندگی خویش ایجاد کنم و هدفم از این تغییرات باید بهبود وضعیت قبلی و یا کیفیت بهتر باشد.
در مرحله بعد پیشبینی میکنم که باید چه تغییراتی را ایجاد کنم آنها را لیست میکنم، به عبارتی با توجه به هدفم خواستههایم را از خودم مشخص میکنم، مثلاً میخواهم پایه درس ریاضیام بهتر شود و یا تغییر مثبتی در اخلاقم ایجاد شود، تمام خواستهها را مشخص و میزان آن را معلوم میکنم.
در این مرحله برای هفته سوم بر اساس خواستههایم برای خود برنامهریزی میکنم، و قبل از آن خواستهها را تعدیل میکنم، با زبان سادهتر از کم شروع میکنم و کمکم سعی میکنم به خواستههای حقیقی خود برسم. اکثر کسانی که نمیتوانند به برنامه خود عمل کنند کسانی هستند که از همان ابتدا برنامه سنگینی برای خود تدارک میبینند و چون در عمل احساس ناتوانی میکنند از برنامه داشتن منصرف میشوند و تا دو هفته این برنامه را ادامه میدهم. در این مرحله زمان را مشخص نمیکنم و فقط کارهای خوب و پیشبینیهای خود را بین روزهای هفته تقسیم میکنم، مثلاً روز شنبه باید یک ساعت ادبیات و یکونیم ساعت زبان انگلیسی و دو ساعت ریاضی بخوانم و برای روزهای دیگر هفته با توجه به شرایطم مقدار زمانی و یا مقدار درسی که باید خوب بفهمم را معین میکنم.برنامه را به اجرا میگذارم. هر شب قبل از خواب بر کارهای خود نظارت کرده و در مقابل خواستههای روزانهام، میزان عملکرد خود را مشخص میکنم، مثلاً در مثال قبلی، قبل از خواب روز شنبه بررسی میکنم که چه قدر ادبیات یا زبان و یا...
خواندهام. ممکن است درس ادبیات نیاز به چهل و پنج دقیقه مطالعه باشد و درس زبان نیاز به دو ساعت و همینطور برای کارهای دیگر، آن چه انجام دادهام را صادقانه و با دقت یادداشت میکنم.
در پایان هفته عملکرد خود را جمعبندی کرده با هدف و خواستههایم و پیشبینی ابتدای هفته مقایسه میکنم. هدفم از این کار داشتن برنامه است و عادتکردن به برنامه داشتن.
در مرحله بعد خواستههای دقیقتر و واقعبینانهتری را پیشبینی نموده و هفته بعد را مصممتر به برنامهام عمل میکنم. این عملکرد را بررسی کرده اگر در پایان هفته از آن نسبتاً راضی بودهام و احساس خوبی از عمل کردن به آن داشتم برنامه را صرفاً برای عادت شدن ادامه میدهم و اگر راضی نبودم سعی میکنم برنامه هفته بعد را واقعبینانهتر در نظر بگیرم تا به رضایت نسبی برسم. حالا من دیگر برنامه دارم میخواهم وضعیت خود را بهبود بخشم. بهتر است کم کم خواستههای پیشبینی شده ابتدای هر هفته را متناسب هدفم کنم تا به هدف برسم.
میدانم که از برنامه داشتن مهمتر عمل کردن به آن است. بر خود نظارت دقیق میکنم، اهدافم را مینویسم و در جایی که مدام جلوی نظرم باشد قرار میدهم، خودم خودم را تشویق میکنم، از خدا مدد میخواهم، از اعضای خانواده میخواهم قبل از برنامهریزی جمعی در خانه برنامه من را هم در نظر داشته باشند.
حالا که چهار هفته است با برنامه عمل میکنم با توجه به توانم دو نکته دیگر را وارد برنامهام میکنم؛ اول خواستههایی که برای بهترشدن دارم، یعنی کمکم برنامهام را سنگینتر و خواستههای بیشتری را از خود طلب میکنم. مسلماً اکنون قادر خواهم بود کمی به خودم سختی هم بدهم. دوم غنصر زمان را هم باید در برنامههایم بیاورم، مثلاً مشخص کنم که از ساعت پنج تا پنج وچهل و پنج دقیقه به مطالعه و یادگیری عربی میپردازم و حداقل سه هفته این برنامه را ادامه داده و هر تغییری که باعث بهبود شرایط من میشود ایجاد میکنم.
اکنون من موفق شدهام که به بهترین شکل ممکن برای خود برنامهریزی درسی انجام دهم و به آن عمل کنم. احساس رضایتی که به من دست داده را نمیتوانم وصف کنم. از خدا بابت این توفیق شاکرم.
این زمانی است که میتوانم از خود انتظار داشته باشم که نه تنها برای درس بلکه برای بهترین شدنها در زندگی برنامه داشته باشم، برای مطالعات غیر درسیام، دیدن فیلم و نشستن پای کامپیوتر و ارتباط با دوستانم، همه حساب شده است. برنامه اوقات فراغتم برنامه خودسازی است نه... دیگر بیهدف در خیابانها پرسه نمیزنم، همین طوری با تلفن حرف نمیزنم، کنار کامپیوتر و...
حالا حتی تفریح و سرگرمی من هم برای تقویت قوای ذهنی و نشاط روحیام است و توسط خودم انتخاب میشود و برای همه کارهایم با فکر انتخاب میکنم که چه کنم؟
من میتوانم سر رشته زندگی خویش را در دست بگیرم. من میدانم تنها راه موفقیت اول خودشناسی و بعد بر اساس آن خودسازی است و داشتن برنامه و عمل کردن به آن و نظارت و کنترل خود یعنی قدرتمند شدن و پیروز شدن بر تمام موانع راهم.
موفقیت من دلیلش: لطف خدا، محبت و همراهی و یاری خانوادهام و معلمانم و همراهی دوستان خوب و عاقلم، اراده، تلاش، پشتکار، مصمم و امید به آینده و امید به موفقیت است.
حداقل شرط لازم برای موفقیت...
حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینهای یادگیری مداوم است.
همیشه کارهای خود را بنویسید و آنها را طبقهبندی کنید؛ سپس از مهمترین آنها شروع کنید.
از سلامت جسمانی خود به بهترین نحو مراقبت کنید. نیرو و نشاط برای موفقیت و خوشبختی ضروری است. در مورد تعیین هدفهای خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطافپذیر باشید.
برای رسیدن به هر یک از هدفهای خود مهلتی تعیین کنید.
آنچه بیش از هر چیز با موفقیت و خوشبختی همسویی دارد خوشبینی است.
هر موقعیتی را میتوان مثبت تلقی کرد، به شرط آن که آن را به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت در نظر بگیریم.
اگر در هر شخص و در هر شرایطی به دنبال نقاط مثبت باشید، تقریباً همیشه آن را پیدا خواهید کرد.
وقتی خدا بخواهد برای شما هدیهای بفرستد آن را در مشکلی میپیچد. هر چه مشکل بزرگتر باشد، هدیه هم بزرگتر است!
هر وقت احساس ترس کردید، شجاعت را با «شجاعانه عمل کردن» در خود پرورش دهید.
کلید موفقیت در این است که هدف خود را تعیین کنید و آن گاه طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد و همینطور هم خواهد شد.
هر تجربهای را به یک تجربه آموزنده بدل کنید. در هر ناامیدی و شکستی، به دنبال درس با ارزش باشید.
[ سخنی حکیمانه از پروفسور حسابی ]
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت :
شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید .
من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم .
دکتر جواب داد :
تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم
شوی قبول ،ولی تو نمی توانی
به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند .